عيدديدني قندعسل درسال91

من بابایی ومامی روز٢٥اسفند رفتیم شهربابایی (گچساران)٦ساعت تو راه بودیم.خیلی خسته شدم وقتی رسیدیم خوابم برد.

وای اینقدرشهربابایی هواسرده مامانی مجبورم کرد برم پیش بخاری بنشینم

قابل توجه دوستان خودم در هوای سرد موقع خوابیدن کاپشن بپوشید این مدلی بخوابید.(طراح امیرعلی وفایی)

رفته بودم مهمانی خیلی مظلوم شده بودم برای مامانی وبابایی آبروداری کردم.

وای ببینم عموبابایی چقدر بهم عیدی میده

این هم بعد از سال تحویله درحال رقصیدنم نخندیدآخه هوا خیلی سردبود مجبورشدم کت بپوشم ادامه رقص و ورزش داشته باشید


رقص تکنو دیگه همراه با ورزش


درروز چهارم عید از شهر بابایی برگشتم عسلویه

این هم دایی محمدحسین ومن در ژست های مختلف .....

بعداز چند روز دوري از دايي جون وعلاقه شديدم به دايي محمدحسين

قابل توجه دوستان در عسلويه و هواي گرم اين مدلي بخوابيد
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


عيدديدني قندعسل درسال91
